۲۴ ساعت

۱۸ حمل
۱ دیدگاه

جنگ روانی و عملیاتهای پنهانی ( بخش دوم )

تاریخ نشر  جمعه ۱۸ حمل  ۱۳۹۶ –  هفتم  اپریل  ۲۰۱۷  –  هالند

جنگ روانی و عملیاتهای پنهانی

 بخش دوم

نوشته : محترم در محمد وفا کیش

جنگ روانی و رسانه های همگانی در افغانستان:

از آنجا که رسانه های همگانی اعم از رادیو، تلویزیون، انترنیت، روزنامه ها، مجله ها، کتابها، بروشورها و ماهواره در شرایک مشخصی از تکامل زنده گی انسانها  ظهور و بخش بارز و اساسی از هستی آنها مبدل گردیده اند، سهم و نقش آنها صرف در عرصه های اطلاع رسانی محدود نمانده بلکه عقاید اجتماعی، گرایشات، نیازها و مطالبات آنها را بیان نموده و از قوانین مشخص کننده عملکرد برای رشد اقتصادی، ثبات سیاسی، اعتلای فکری، فرهنگی، اغنای حس کنج کاوی و خواست سرگرمی شنونده، بیننده و خواننده گانش سخن  میگویند.

  لذا این رسالت و وجیبه رسانه های همگانی است که با واقعبینی و بیطرفی واقعیتها را با بر داشت سالم و درست از مفهوم و اساسات پذیرفته شده یی آزادی بیان انتشار و انعکاس دهند. یر مسوولانه حوادث و رخداده تحت تآثیر دخالت های ذهنی و سلیقه ها و گرایشات فردی و گروهی که با تآسف در عده یی از رسانه های کشور ما معمول شده تفاوت ریشه یی و کلی دارد.

   زیرا تحمیل دخالتهای ذهنی و سلیقه ها بر اساس منافع فردی و گروهی زمینه های مساعد را برای تداوم اهداف کوتاه مدت و بلند مدت جنگ روانی فراهم می آورند.

     رسانه ها در وطن ما از آوانیکه نویسنده، ژونالیست و گوینده به بهای بیان واقعیتهای درد ناک کشور تا پای دار و یا بالای دار میرفت تا حال که خوشبختانه رسانه های تصویری، شنیداری و نوشتاری چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی مقام قابل ستایشی را احراز کرده اند، مسیر ناهموار و دشواری را طی کرده اند.

 این واقعیت را می پذیریم که حال روزنامه ها، مجله ها، رادیوها و تلویزیون ها در وطن ما از  کج رویها، کج اندیشیهای مثل تجاوز، خشونت علیه زن، قتل، غارت، رشوه، انتحار، انفجار و نادرستیها در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یاد آور شده و گاهی زوایای پنهان یک رویداد جنایی را برای مخاطبان خود آفتابی میسازند، ولی درین بحث هدف توضیح و توصیف رسانه ها یی که در اجرای وظایفی که که فوقآ بر شمردیم نه بلکه هدف توضیح مسایلی و مواریدی استند که گاه دست بلند کار گزاران جنگ روانی را در مصاحبه ها، گزارشات و اخبارعده یی از رسانه ها، ستج ها و منبرها میتوان دید.

 بطورمثال: نمایش ممتد تصویری مانور مخالفان که در ذهنیت عامه نیرومندی آنها را در یکی ازشهرها و یا روستاهای کشور متبارز میسازد.

بکار برد و سایل برای بد نام ساختن افراد مهم در جامعه.

   انحراف توجه عامه ازیک رخداد با اهمیت و جدی سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی به یک حادثه یی که طرف مخالف خود ایجاد کرده است.   مثال: همزمان با اعلام یک تجویز بزرگ ملی، نشراظهار نظر یکی از مقامات دولتی کشورهای زیدخل در امور افغانستان مبنی بر باز کردن باب مذاکره با یکی از گروه های مخالف دولت و بعد آغاز کار زار تبلیغاتی در جهاتی که عملأ اثرات تجویز اتخاذشده ملی را به چالش می کشاند.      

   نشر و پخش صحنه های تکاندهنده که دشمن جهت ترور روحی افراد سازماندهی می کند. مثال گردن زدن، حلق آویزکردن درمحضرعام و بریدن کلک افرادی که در رای دهی به انتخابات اشتراک کرده اند.  

  پخش آوازه ها در مورد باز گشت ومسلط شدن مجدد گروه های افراطی در قدرت.

برجسته سازی توان مخالفان  مسلح در جبهات جنگ.

شکست ایتلاف جهانی علیه تروریزم.

 برسرقدرت آمدن فلان و ازصحنه یی سیاسی دور شدن فلان و سایر مسایلی ازاین قبیل.

  وارد نمودن محتوای خصمانه به تدابیر اقدامانی که مفاهیم تدابیر دولت و یا یک نهاد سیاسی برای تحقق اهدافش زیر سوال میبرد.

 یکی دیگر از زوایای منفی رسانه ها تآکید ممتد روی نا هنجاری هایی است که با داشتن اثرات تباه  کننده، دیگر در زهنیت عامه به یک امر عادی مبدل گردیده اند. مثال:

بکار برد مکرر اصطلاح زورمندان ( سلاح داران کامل الاختیار غیر مسؤول ).

غصبان زمین.  

 قانون شکنی،  آنهم ازطرف افرادی که مسوولیت نظارت بر تخطی های قانونی را در دستگاه دولتی دارند.

سریال کمیسیون بازی که جهت و قوع هر حادثه المناک ایجاد و نتایج بررسیها گنگ و مجهول میماند.

ناهنجاریها فوق عامل مساعد کننده برای سمت و سودهی میتودهای جنگ روانی علیه اوضاع جاری در کشور میگردند.

   واقعیت است که جنگ روانی بر بنای فریب و افترا نهاده شده، ولی طراحان این جنگ چنان با مهارت پیام شان  را آرایش و پیرایش میدهند و با زیرکی چنان وسیله یی را برای انتقال پیام شان به مخاطب بر می گزینند که  میتواند اثرات موافق به میل آنها را بدون این‌ که اجباری در کار باشد در زهنیتها بوجود آورد. نمونه‌ی این پدیده را می‌توانیم در تبلیغ کالاهای مصرفی کاذب مثل نوشابه‌ انرژی ببینیم.

 به گونه مثال از یک تبلیغ ساده یی تجارتی یاد آوری میکنم:  یکی از ورزشکاران مطرح کشور بانوشیدن نوشابه یی که مضر بودن مصرف آن به همه بخصوص ورزشکاران به اثبات رسیده است. توان جسمی و مهارت مسلکی اش را به آن وابسته دانسته بدینوسیله باعث تشویق جوانان بخصوص ورزشکاارن به خرید و مصرف این نوشابه می گردد.

      در  جنگ روانی از از آدمهای سرشناس، توصیه‌ها و نظرات  آنها برای تحریک و اغوای مردم  استفاده می گردد. دیده میشود که عده یی زیر عنوان آگاه امور سیاسی، فرهنگی و نظامی در صفحات تلویزیونها حضور یافته و با اظهار نظرات غیر واقعی دیکته های سازماندهنده گان جنگ روانی را تبارز میدهند.

در جنگ روانی پیش تر و بیش تر از همه وحدت ملی یک کشور هدف قرار می گیرد. بلی، مردمی که طی سده ها در یک “ پل و پلوان ” با داشتن روحیه برادری و برابری، زرع می کردند و با پندار ” حق خدا و حق همسایه ” در غم و شادی دوستان و برادران هموطن خویش، خود را شریک میدانستند و بدون منسوب ساختن خویش به این و یا آن قوم، برادر وار در کنار هم میزیستند چی شد که یک باره در مقابل هم قرار بگیرند و تحت نام ” مقابله و یا دفاع ! ” از این و یا آن قوم دست آورد های مشترک فرهنگی و تاریخی خود را به نابودی بکشانند.

تاریخ معاصر کشور ما شاهد آن است که برای تخریش وحدت ملی مردم افغانستان، تلاشهای گسترده یی از جانب دشمنان مردم افغانستان به راه انداخته شد و این اغراض وقتی به سطح یک فاجعۀ ملی برای مردم افغانستان پر و بال باز کردند که گروههای سلاح بدست برای حفظ پتانسیال جنگی و سرباز گیری در میان این و یا آن قوم جبهه گرفتند و به کمک دشمنان ” وحدت ملی ”  افغانها بر  وفق پلانهای دراز مدت و کوتاه مدت جنگ روانی و عملیاتهای پنهانی با گرم نگداشتن تنور اختلافات میان اقوام افغانستان ، نان مطابق به میل خود را در آن پخته و میپزند.

از آنرو اختلافات میان اقوام افغانستان به سطحی که در عملکرد نظامی و سیاسی گروههای سلاح بدست و استثناء سیاسی تبارز یافت، اختلافاتی است ایجاد شده از جانب دشمنان مردم افغانستان، نه اختلافی زادۀ سرشت اجتماعی و اتنیکی جامعۀ افغانی. از آنجا که ترکیب نیروهای اجتماعی و قومی در جامعۀ افغانی ناهمگون است، ناهمگونی تفکرات سیاسی و روشهای اتخاذ شده برای تحقق اهداف سیاسی، میتواند نیز ناهمگون و حتی متضاد باشد. البته این نا همگونی در کشور های که ثبات سیاسی دارند، باعث انکشاف و تحول اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی نیز شده است که پروسۀ انکشافات سیاسی افغانستان در حال و آینده نیز نمیتواند از آن مستثنی باشد.

مبرهن است که نقش آگاهان سیاسی و علاقمندان اشتراک در حیات سیاسی کشور در دفع پلانهای جنگ روانی که حال وحدت ملی ما را هدف قرار داده اند جدی و قابل محاسبه و درین مقطع یک ضرورت تاریخی است که هر گونه دگر اندیشی را کنار گذاشته، تحت یک برنامۀ واحد فکری برای ساختن افغانستان آینده دست به کار شویم.

 

یک پاسخ به “جنگ روانی و عملیاتهای پنهانی ( بخش دوم )”

  1. admin گفت:

    تشکر از دوست دانشمندم جناب آقای وفاکیش ، این قسمت هم عالیست. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما