۲۴ ساعت

۲۱ قوس
۹دیدگاه

از هزار ویک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ  نشر یکشنبه  ۲۱   قوس  ۱۳۹۵ – ۱۱   د سامبر  ۲۰۱۶  –  هالند

دوستان محترم ، هموطنان  عزیز ، خواننده گان  ، کتابدوستان و فرهنگیان  گرامی و علاقمندان دوستداشتنی  فیسبوک های آن !

در این هفته بازهم  قسمت دیگری از حکایات جالب و ارزنده  کتاب  هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی تالیف زنده یاد  استاد علی اصغر بشیر هروی را   در سایت ۲۴ ساعت برایتان نشر کردم .

شما میتوانید با کلیک کردن بالای آدرس کتاب هزار و یک  حکایت ادبی و تاریخی در قسمت چپ صفحه ۲۴ ساعت یا بالای مطلب زیر عنوان آن و یا پایین مطلب بالای نام نویسنده و یا مولف آن ۲۴۰ حکایت را مطالعه کنید . امید وارم که  این حکایات خواندنی را همچنان به عزیزان  تان هم ایمیل نمایید تا آنها هم مستفید شوند .

با عرض حرمت

محمد مهدی بشیر

*************************

حکایت ۲۴۰

گر زبان گوید ز اسرار نهان

آتش افروزد بسوزد این جهان

« مولانا جلال الدین »

چیستان تاریخی

ابو جعفر منصور عبا سی از ابوبکر بن عیا س که یکی از بزرگان علماء معاصر وی بود، یکروزپرسید:

آن کدام چشم است که چشم دیگر را کور کرد؟ ( چشم را بلغت عربی عین میگویند و گفتهء خلیفه اصلا چنین است : اخبر نی عن عین فقات عینا) ومقصود منصور این بود که ابن عبا س  اشخاصی را که اول اسم آنها عین است و هرکدام آنان شخصی را که اول اسم او نیز عین بوده از میان برداشته اند نام ببرد تا معلوم شود که مردم راجع بقتل عبدالله بن علی عم او که به امر او صورت گرفته بود، چیزی می گویند یا نه ؟

ابن عبا س گفت :

ای امیر مؤمنان ، علی بن ابی طالب کرم الله وجهه را عبدالرحمن ابن ملجم مقتول نمود و عبدالله بن زبیر را عبدالملک بن مروان بقتل رسانید و نیز عبدالملک پسر عم خود عمرو بن سعید را کشت وعبدالله ابن علی در عهد امیرالمؤمنین عبدالله منصور از میان برداشته شد.

منصور ازین جواب بسیار خندید و از روی تجاهل گفت :

وای بر تو ، آیا چه وقت این واقعه اتفاق افتاده است ؟

(عبدالله بن علی عم منصور بود که بر او خروج نموده بود و منصور بکمک ابومسلم خراسانی بر او دست یافت و ویرا امان داد واکرام بسیار نمود وخانه ای که اساس آنرا از تخته های نمک گذاشته بودند برای سکونت او تعیین نمود وپس از آنکه عبدالله چندی در آن خانه اقامت داشت ، یک روز بنا بامر منصور آب در اطراف خانه جاری نمودند و نمک ها در آب حل شد وخانه بر سر عبدالله فرود آمد و هلاک گردید).

سلسله این حکایات جالب ادامه دارد ….

 

۹ پاسخ به “از هزار ویک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    تکرار :
    دوستان محترم ، هموطنان عزیز ، خواننده گان ، کتابدوستان و فرهنگیان گرامی و علاقمندان دوستداشتنی فیسبوک های آن !

    در این هفته بازهم قسمت دیگری از حکایات جالب و ارزنده کتاب هزار و یک حکایت ادبی وتاریخی تالیف زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی را در سایت ۲۴ ساعت برایتان نشر کردم .
    شما میتوانید با کلیک کردن بالای آدرس کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در قسمت چپ صفحه ۲۴ ساعت یا بالای مطلب زیر عنوان آن و یا پایین مطلب بالای نام نویسنده و یا مولف آن ۲۴۰ حکایت را مطالعه کنید . امید وارم که این حکایات خواندنی را همچنان به عزیزان تان هم ایمیل نمایید تا آنها هم مستفید شوند .
    با عرض حرمت
    محمد مهدی بشیر

  2. الهه احرار گفت:

    بسیار عالی و ارزنده! سپاس فراوان از جناب شما بشیر صاحب که با بدست نشر سپردن همچو مطالب دوستان را مستفید میسازید!

  3. برهان الدین سعیدی گفت:

    سلام دوست معظم و دانشمند بشیر صاحب !
    ارزومندم که با فامیل محترم صحت داشته باشید . حکایت ۲۴۰ شادروان استاد بزرگوار بشیر هروی صاحب را که نهایت زیبا،عالی واموزنده است ؛ مطالعه کردم.
    خداوند تعالی ایشان را مغفرت نماید ، روح شان شاد و بهشت نصیب شان . سعیدی

    • admin گفت:

      جهانی سپاس از دوست عزیز جناب برهان الدین سعیدی ، خداوند شما را زنده و سلامت داشته باشد. مهدی بشیر

    • admin گفت:

      ممنون برادر محترم آقای سعیدی ، از دوستان عزیز تقاضا میکنم که با کلیک کردن روی لینگ بالا این داستان و دهها مطلب جالب دیگر را در سایت زیبا ارگان نشراتی صلح و تفاهم مولانا سعید افغانی مطالعه نمایند . موفق باشید .
      مهدی بشیر

  4. همایون شاه بهار شعر گفت:

    یکی از آثار ماندگار استاد علی اصغر بشیر هروی فقید، واقعاً حکیمانه و آموزنده است ) خداوند این بزرگمرد را بیامرزد

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما