۲۴ ساعت

۰۵ عقرب
۲دیدگاه

آماده گی

تاریخ نشر سه  شنبه  پنجم عقرب   ۱۳۹۴- ۲۷ اکتوبر  ۲۰۱۵ هالند

آماده گی

سید همایون شاه “عالمی”

پیری به موی وصورتم آماده گی گرفت

جانِ مــــرا فلک به چه آسوده گی گرفت

شوخـــــی نگاهی گرم نمود و لبش فشرد

گــویی وجــــودِ قلبِ مرا ساده گی گرفت

در فکــــــر آن شدم که تمایل نموده است

آیینه یی تصـــــورَم آلــــوده گـــی گرفت

یک لحظه دل به تارِ محبت گـــره خورد

عمرم به راه عشق به پیموده گــی گرفت

ماندم غزل ز ناله و اشکم به صفـحه یی

شعـــرِ مرا نخـوانده به بیهوده گی گرفت

جُستم ترحمـــــی ز نظـــــــــرگاه ِ نازِ او

چشمش مــــرا بدید به اندوده گــی گرفت

از دوریی نگــــــــــاری پریشانی میکشم

دل را فغان و غصه به افزوده گی گرفت

دانسته بود رازِ سخــــــــــن های دیده را

بودش مرا به چشم به نابوده گی گـــرفت

از شهــرِ مـــا برفت و همایون هزار بار

خاکِ درش به دیدۀ خود سوده گی گرفت 

سید همایون شاه “عالمی”

هژدهم اکتوبر دو هزار و پانزدهم میلادی

کابل ، افغانستان

 

۲ پاسخ به “آماده گی”

  1. admin گفت:

    درود به عالمی عزیز ، سروده زیبا و مملو از احساس است . از خواندن آن خوشم آمد. و مانند همیشه عالیست. موفق وسلامت باشید.
    مهدی بشیر

  2. همایون عالمی گفت:

    یک عالم سپاس دوست ارجمند و برادر گرامی و فرهنگی پرکار وطن جناب مهدی بشیر.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما