۲۴ ساعت

۱۱ سنبله
۹دیدگاه

صدای از قلب مجروح گلبشره

تاریخ نشر چهار شنبه ۱۱سنبله  ۱۳۹۴ – دوم سپتامبر   ۲۰۱۵ هالند

دوستان محترم و گرامی لطفا نظریات خویش را در قسمت دیدگاه های صفحه ۲۴ ساعت بنویسید تا مطالب شما همیش محفوظ بماند .
با عرض حرمت
مهدی بشیر

*********
صدای از قلب مجروح گلبشره- زنی جوان و نابینا

شهلا لطیفی

خدایا! چرا با درد زاده شدم
 
چرا وجیبه ی یک زن لگام شده و هوس یک مرد تندرو

مرا در تاریکی های شب رقم زد
:و همواره چنین پنداشته ام
که منم کوهپایه ای از دردها
قلب من سرمایه ی بدبختی ها
هوش من، خرد و خمیر با درد و سوخت
روح من خفته میان غم ها
هیچ گاهی رنگ خوشی را ز دل
من ندیدم با این چشمان صفا
در به در، ناله به دل
شکوه و ظلم آدمی
قورت دادم بی صدا
روزی که دست سیاه بخت
نام، قلم کشید
غم ها را بکردم سایه ی اندیشه ها
تن و وجود رسایم زیر غم، سوخت و بساخت
نه امیدی، نه پناهی، صرف شب های سیاه
شوهر من، مرد بیمار در جنون و بند و بست
پاره کرد بند شرافت از وجودم با قوا
هر شب و روز حال من همچو دیوارهای کبود
درد کشید، ضربه چشید، با خشونت بارها
در میان برف یخ، جسم لطیف و زخمی ام
شد برهنه با شکنجه، خفت میان سردی ها
با فغان نه لب گشودم
نه تضرع، نه گریز
کارد زد پوست ظریفم
فلفل اش ریخت انتها
و شبی با یک جنون
بند گیسویم را درید
با شرارت ریخت اسید میان چشم ها
چیغ و فریاد از گلویم سقف و عرش را خامه زد
دست و چشمان شریرش کرد در خونم شنا
رفعت انسان بریخت اشک ذلیل و بی توان
روزن امید تاریک شد و چشمانم سیاه
من که محصول خشونت های فقر هستم و درد
اعتماد را دفن کردم در میان ناله ها
اوج ذلت را میان بن بست اعتقاد
رها کردم تا بجویم
دست انصاف و سخا
 
شهلا لطیفی
۱۵ -۰۸ – ۲۰۱۵

 

 

۹ پاسخ به “صدای از قلب مجروح گلبشره”

  1. admin گفت:

    درود به خانم شهلا لطیفی عزیز ، تشکر از همدردی ات با خانم گلبشره . لعنت و نفرین به چنین و حشی ها که این خواهر عزیز ما را به این روز آورده اند . نمیدانم تاکی و تاچی وقت خشونت علیه زنان ادامه دارد و حقوق شان پایمال میشود. زن نیمی از پیکر جوامع است. از دامن زن و قلب پاکش است که امروز بعضی از مرد ها و یا به اصطلاح حیوانات درنده از زور وقدرت حرف میرنند و میگویند ماهستیم وبودیم . بازهم لعنت و نفرین به چنین مردان وحشی. موفق باشید. مهدی بشیر

  2. شهلا لطیفی گفت:

    بله دوست بزرگوار، به امید نور پرفروغ انسان و انسانیت تا دیگر ظلمات را بپوشاند.
    درود!

    • admin گفت:

      خواننده گان عزیز ،نظر به یاد داشت محتر م همایون جان عالمی نام این دخترک که در (نشنل جیوگرافیک) عکسش نشر شده و امروز ما نشر کردیم ( شربت گل) بود نه گلبشره) ولی این را باید محترمه خانم لطیفی دقت میکردند و منهم نسبت تکلیف صحی حوصله تغییر دادن آنرا ندارم و از طرف خانم لطفی معذرت میخواهم و از جناب عالمی عزیز هم جهانی سپاس. مهدی بشیر

  3. قیوم بشیر« هروی » گفت:

    محترمه بانو لطیفی عزیز احساس پاک تانرا می ستایم و امیدوارم روزی فرا رسد تا دیگر شاهد هیچ نوع خشونتی در کشور ما نباشیم و در فضای صلح و آرامش زندگی نماییم.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر « هروی »

  4. شهلا لطیفی گفت:

    جناب بشیر- ای کاش با من نخست مباحثه می کردید تا انتقاد شخص دیگر را پذیرفتید. بنده خیلی باهوشم و هیچگاه بدون تحقیق و ثبوت قلم نمی زنم.
    با احترام و درود!

    «چندی قبل از شربت گله گفتم – دختری افغان در اردوگاه پناهندگان در پاکستان.
    امروز از قربانی خشونت و ظلم می گویم – از گل بشره:
    “گلبشره زن جوان و نابینای که برای مجازات شوهرش از غزنی به کابل پناه آورده است.
    در سردی زمستان، شوهرم لباس‌هایم را می‌کشید، مرا می‌بست و رویم آب سرد می‌انداخت، شلاقم می‌زد، سپس روی زخم‌‌هایم مرچ می‌پاشید و در اتاق سردی زندانی‌ام می‌کرد.
    به نظر می‌رسد از صدای تمامی مردها می‌ترسد. وقتی با خبرنگاران صحبت می‌کند، آشفته و هراسان است. خودش را به دیوار چسپانده است. زانوهایش را محکم بغل کرده و هنگامی که از سرگذشتش می‌گوید، اشک‌هایش بی‌اختیار سرازیر می‌شوند.
    نامش گل‌بشره است. از یکی از ناامن‌ترین ولسوالی‌های غزنی، قره‌باغ، به شهر آمده و در جست‌وجوی گوش شنوایی، دروازه‌های نهادهای دولتی را دق‌الباب می‌کند، تا شوهرش را که وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها را بر او روا داشته و چشمانش را نابینا کرده، بازداشت و مجازات کنند.
    پدر و مادر گل‌بشره پیش از عروسی‌اش مرده بودند. دو برادر کوچک دارد که هر دو با فقر و تنگ‌دستی دست و پنجه نرم می‌کنند.»
    منبع: روزنامه سلام وطندار

    • admin گفت:

      خواهر عزیز ، این وظیفه من نیست که مطلب هرکس را که اشبتباه نوشته ومن بی خبر آنرا نشر کردم وبعدا کسی در فیسبوک بنویسد که نام فلانی اشتباه است این برای سایت خوب نیست و میگویند اشتباه از مسؤول سایت است در حالیکه اشتباه از نویسنده بود . من نوشتم که خانم لطیفی باید اول دقت میکردند و من از طرف ایشان معذرت میخواهم . اصافه از هفت ماه میشود که من مریض هستم و نوکری نمیروم ، بشتر روزها سرو کارم با داکتر وشفاخانه است و این وعدۀ که روز اول نشر سایت یعنی هشت سال قبل به هموطنان دادم با وجود مریضی ادامه میدهم و خوصله کشیدن مطلب را هم در سایت نداشتم ، جون وقتی مطلبی و یا عنوانی در سایت تغییر بخورد در فیسبوک همانطور غلط نشر میشود و یا باید جایش را عوض کرد که در فیسبوک هم درست شود. من وطیفه خود را انجام دادم و کدام گناهی هم مرتکب نشدم . موفق وسلامت باشید مهدی بشیر

  5. شهلا لطیفی گفت:

    تقدیم به همایون عالمی:
    لطفأ با توجه بنویسید.
    ممنون!

  6. شهلا لطیفی گفت:

    از جناب هروی متشکرم که همیشه مخلصانه مینویسند.

  7. شهلا لطیفی گفت:

    از من همه ثابت و بدون اشتباه بود.
    درود.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما