۲۴ ساعت

۳۰ سرطان
۱ دیدگاه

مطبوعات در شرایط حاکمیت ح. د. خ .ا

تاریخ نشر سه شنبه  ۳۰ سرطان ۱۳۹۴ – ۲۱ جولای  ۲۰۱۵ هالند

lمطبوعات

بخش چهارم

          به تاریخ ۳دسامبر۱۹۷۸م.در ترکیب هیأت مطبوعاتی به معیت هیأت عالی رتبه حزبی و دولتی افغانستان به شوروی سفر کردم. سفر با هواپیمای مخصوص روسی از کابل به جانب مسکو آغاز شد. در عرض راه محترم خیال محمد کتوازی وزیر اطلاعات و کلتور از من خواست تا خبر آغاز مسافرت را بنویسم.

من چگونگی آغاز سفر، هدف و ترکیب اشتراک کننده گان را نگاشته، القاب نور محمد تره کی را بطور کامل و به منظور جلوگیری از ضیاع وقت به ترتیب نامهای سایر اعضا را ذکر و جهت تکمیل بعدی القاب توسط آژانس باختر، پیش روی هر نام چندنقطه گذاشته بودم.

مسوده خبر را وزیر اطلاعات و کلتور تأییدو جهت گذشتاندن از نظر مقامات رهبری، آنرا به کابین مخصوص آنها برد، بعد از چند لحظه برگشت وگفت:

به مسوده خبر موافقه شد ازینکه القاب حزبی ودولتی امین صاحب را مکمل نوشته نکرده بودی قدری عصبانی گردید. امین خود به قلمش القاب حزبی و دولتی خود را در محل نقطه گذاری شده مکمل نوشته بود.

طبق تشریفات معمول از هیأت افغانی در ماسکو استقبال به عمل آمد. در اولین ملاقات رسمی دیدگاه رهبری شوروی در مورد دولت نو پای افغانستان مشخص گردید، یعنی همانگونه که وقوع حوادث غیرمترقبه ناگزیری قیام نظامیان وابسته به حزب دموکراتیک خلق افغانستان را فراهم آورد، دولت شوروی که بروز چنان حادثه را جدا از حلقه ییکه سالها برای تغییر دادن نظام سیاسی به منافع اش در افغانستان سرمایه گذاری کرده بود، یک واقیت تکان دهنده به خود به حساب میآورد.

بناء کوشید تا از طریق وارد آوردن فشار سیاسی بالای رهبری (ح د خ ا)، حمایتش را از دولت جدید منوط به اندازه سهم معتمدینش در نظام سیاسی افغانستان سازد. بدین ترتیب در اولین ملاقات رسمی با بروز عکس العمل خلاف توقع هیأت دعوت شده به مسکو، پای امیدها را به سنگ زد.

جانب افغانی که نمیخواست آنچه در عقب پرده رخ داده روی صحنه آید، برای بیرون آمدن از حالتی که به آن مواجه گردیده بودند،

لحظه شماری میکردند.

ولی مشاهده حالت روانی مقامات عالی اشتراک کننده در ملاقات، حتی ذهن هر فرد گنجکاو حاضر در حاشیه را به سوی آنچه بطور غیر دلخواه در نخستین نشست رهبران دو کشور صورت گرفته بود می کشاند.

بعد از این ملاقات، طبق برنامه مجموع هیأت افغانی جهت اشتراک به ضیافت رسمی که از طرف رهبری حزبی و دولتی شوروی به افتخار هیأت افغانی ترتیب داده شده بود در قصر کرملن در یک سالون بزرگ جمع شدیم.به شیمایی که در اتاق انتظار جاسازی شده بود، محل نشست هر یک از مدعوین به عقب میزنان مشخص گردیده بود.

بریژنیف و نورمحمدتره کی در رأس میز و به ترتیب مقام، متباقی به دو طرف میز اخذ موقع کردند.

گرمی چندانی از جانب افغانی در برابر مهمانداران شان محسوس نبود. بریژنیف زمام سخن را بدست گرفت و خلاف انتظار جامهای پیاپی را به سلامتی نورمحمدتره کی، پیروزی انقلاب ثور، فرامین دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان سرکشید.

کنار من مرد مسنی روسی که به زبان فارسی فصیح  صحبت میکرد نشسته بود، او رویش رابه من کرده گفت: رفیق بریژنیف امشب با علاقمندی سرشار و باور ناکردنی مهمانان افغانی اش را شادباش گفت.

از فحوای گفتگوها در فضای این ضیافت بر میآمدکه بریژنیف خواست با چنین اظهاراتی رضایت مجدد جانب افغانی را از سفر شان به

ماسکو فراهم سازد.

این واقعیت در گفته های نورمحمد تره کی بعد از ملاقاتیکه  با مقامات شوروی داشت به وضاحت نمودارگردید.

نورمحمد تره کی با اعضای هیأت رهبری اشتراک کننده در نشست مذکور داخل اتاق انتظار شدند. او در حالیکه لبخندی به لب داشت گفت:

در ملاقات امروز ماباجانب شوروی به توافقاتی دست یافتیم که بدون شک برای مردم ما اهمیت تاریخی دارند، لذا ضروری میدانم که تصامیم اتخاذ شده را با پیروی از عنعنات پسندیده مردم ما طی یک بندار افغانی در کرملین به اطلاع شما برسانم.

سپس او پیش و سایر اعضای هیأت افغانی در عقب آن وارد سالون بزرگی شدیم که فقط در یک کنار آن یک کوچ سه نفری قرار داشت.

او روی کوچ نشست،حفیظ الله امین و داکتر شاولی به دو طرف آن نشستند و بعد به سایرین گفت: در بندارهای افغانی چوکی وجود ندارد بنأ همه با احساس غرور افغانیکه بر ایشان دست داده بود به زمین نشستند.

در این موقع گرومیکو وزیرخارجه شوروی وارد سالون شد، وقتی هیأت افغانی را به زمین نشسته دید با عجله برگشت. لمحه یی نگذشته بود که که تعدادی ازخادمین قصر در حالیکه هر یک چوکی به

دوش داشت وادسالون شدند.

نورمحمدتره کی گفت: به چوکی نیازی نیست، ما با نشستن روی زمین در قصرکرملن میخواهیم این واقعیت را در عمل متبارز بسازیم که ما عنعنات پسندیده مردم خود را در هیچ مکان و زمانی فراموش نمیکنیم.

او در مورد تلخ کلامیهای گذشته سخن گفت و از خوشیهاییکه تحت برنامه انقلاب نصیب مردم خواهد شد با حرفهایش کامهای حاضران را شیرین ساخت.

در موقع صحبت های او عده یی چنان به وجد آمده بودندکه محفل حاضر را با همه رخدادهای آن فصلی از تاریخ دانسته و ثبت مو به موی آنرا در دفتر تاریخ فردا،جزءوظایف رسانه ها میدانستند. از جمله یک تن از وزرا که قریب به نورمحممد تره کی ایستاده بود رویشرا به من کرده گفت: برای چه آرام ایستاده یید!چرا آنچه گفته میشود نمینویسید؟ من به جواب گفتم:آنچه لازم بود نوشتم.

بلی! من در دفترچه یی سفیدی که با خود داشتم، این چندعبارت موزون را رقم زده بودم  :

اسیر دام خیالم

داد رسی خواهم

که بند و قید زمان را

ز پای دل بگشاید

و آنگاه

صیادهای کمین کرده را گویم

         کز آب و دانه یی تان

رنگ برده گی بارد

به خاک دانه یی

که صید را به دام کشد

بود ننگ به صیدی

که بوی ریااش

 به سوی دانه کشد

خوشبختانه سالها بعد، زبانها باز شد و واقعیت آنچه در عقب پرده میان حلقات رهبری افغانستان و شوروی در اولین ملاقات گذشته بود روی صفحات کتاب آمد.

چنانکه محمد اقبال وزیری به استناد اظهار شفایی پوهاند محمود سوما عضو بیروی سیاسی و وزیرتحصیلات عالی و یادداشت کتبی خیال محمد کتوازی عضوکمیته مرکزی (ح د خ ا) و وزیر اطلاعات و کلتورکه از اعضای شرکت کننده در اولین ملاقات رسمی با جانب شوروى بودنددراثر“دثورپاڅون‘دکى جى بى دسیسى اوشوروى یرغل” یادآوری کرده است:

«در این نسشت نور محمد تره کی یاد آورشد:شرایط کشور ما و بطور مشخص حوادثیکه چند روز پیش از هفت ثور ۱۳۵۷در کشور ما صورت گرفت، حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بر آن داشت که دست به قیام زند که این قیام منجر به انقلاب گردید. این انقلاب مختصات افغانی خود را دارد. ما برای ساختن جامعه با سعادت فردا برای مردم ما به مساعدتهای بی غرضانه اقتصادی نیاز مبرم داریم. ما در  اولین پیام خود به مردم افغانستان و جهان اعلام داشتیم که ابعاد دوستی ما با کشورهای جهان به تناسب معاونت اقتصادی است که در این مقطع خاص تاریخی به کشورما مینمایند. مطمئنیم که دولت شوروی منحیث حامی نهضتهای انقلابی در سراسر جهان در این زمینه کمکهای دوستانه و برادرانه شان را از ما دریغ نمی نمایند.

در این موقع بریژنیف صحبت نورمحمدتره کی را قطع و رویش را به او کرده گفت:مسأله کمک و دوستی را کناربگذار! اختلافاتی را که با دولت شوروی دارید مطرح  نمایید؟ 

نورمحمدتره کی از مداخله بی موقع و سوال بریژنیف چنان برآشفت که بیانیه اش را قطع و خود را آماده ساخت که در برابر او از خود عکس العمل نشان دهدکه ناگاه امین که کنار نورمحمدترکی نشسته بود رویش را به جانب بریژنیف دور داده طور جدی گفت:

 ما با اتحاد شوروی کدام اختلاف سیاسی نداریم، اگر جانب شوروی با جمهوری دموکراتیک افغانستان کدام اختلاف دارد آنرا طرح نماید؟ 

بریژنیف به جانب همراهانش دیده به سوال امین پاسخی نداد.

سپس نورمحمد تره کی دوباره زمام سخن رابدست گرفته افزود:در کشور ما انقلابی به پیروزی رسید که در پیروزی آن روبل و دالرکسی به مصرف نرسیده، ما به این جهت به دعوت شما با آمدن در ماسکو پاسخ مثبت گفتیم، تا ضمن این مسافرت، مساعدتهای اقتصادی شما را به کشور ما که سخت به آن نیاز دارد جلب کنیم، حال که این مطالبه به

شما خوش آیند نیست، ما حرف بیشتری برای گفتن نداریم.

نورمحمد تره کی بدون اینکه منتظر پاسخ بریژنیف بماند به قصد ترک کردن جلسه به راه افتاد، سایر اعضای هیأت افغانی نیز به منظور ترک جلسه از جاهای شان برخواستند.

در این موقع پاناماریوف رئیس ارتباط خارجه حزب کمونست اتحاد شوروی به بریژنیف نزدیک و بگوشش چیزهای گفت و بعد به جانب نورمحمد تره کی برگشت و کوشید تا جلسه به حالت عادی برگردد. مگر مساعی آن نتیجه نداده اولین ملاقات رسمی بدون نتیجه پایان یافت….

در محل اقامت نور محمد تره کی خاطر نشان ساخت که ما در کشور خویش به امکانات خود اتکا کرده آنرا آباد خواهیم ساخت، بنأ فردا ساعت شش صبح خاک شوروی را به قصد رفتن به کشور خود ترک میگوییم. جانب شوروی با اطلاع از این قرار مساعی را به راه انداختند تا جانب افغانی را از بازگشت قبل از موعد به وطن بازدارند. ” ۱

دولت شوروی دریافت که اتخاذ شیوه یی تشدد در برابر نظام جدید سیاسی در افغانستان باعث کمرنگ شدن اثراتش در سوق و سوی دولت افغانستان میشود، بنأ در ظاهر امر راه سازش و همآهنگی را با نظام سیاسی تحت رهبری نورمحمدتره کی پیش گرفتند،ولی در خفا توسط شبکه مخفی در درون (ح د خ ا)برای از سر راه برداشتن نظامیکه ادعا میکردکه به پیروزی انقلاب ثور یک ربل و دالرکسی به مصرف نرسیده و ابعاد دوستی اش را با کشورها منوط به اندازه سهمیکه به آبادی افغانستان میگرفتند میدانست.با تمام قوت دست به کارشد.

 پوزانف سفیر شوروی  همدست با حلقه از کارمندان کار کشته (کى جى بى) مشغول فراهم آوردن زمینه برای ایجاد دولتی از مدافعان سرسخت منافع اش از میان افغانها شدند.

شوروی برای تحقق استراتیژی اش از آغازسپردن تعهد «دوستی صادقانه، همکاری بیغرضانه!» که نورمحمدتره کی به افتخارش در کرملن بندار افغانی به پا کرد تا هنگام مداخله مستقیم نظامی به جهات آتی فعالیتهای استخباراتی اش را متمرکز ساخت:

۱-تشدید اختلافات میان رهبری (ح د خ ا) جناهای خلق و پرچم.

۲-تشدید ناباوری میان نورمحمدتره کی و حفیظالله امین.

۳-ایجاد اختلاف در حلقه رهبری (ح دخ ا)

۴-وابسطه ساختن امکانات نظامی و اقتصادی افغانستان به شوروی.

۵-ایجاد سوء تفاهم کشورهای سوسیالستی در برابر حاکمیت خلقیها.

۶-تجرید کردن نظام سیاسی افغانستان از دولتها و کشورهای مخالف ترند شوروی.

۷-فراهم آوری زمینه برای انتقال قدرت سیاسی به جناح پرچم (ح د خ ا).

این بود ستراتیژی شوروری مطابق خواستش در افغانستان، مگر در این زمینه نخبگی رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستانان که خود را رهبران بلا منازعه  فردا میدانستندچه بود؟ 

       واقعیت های گذشته نشان داد که آنها با قرار داشتن زیر تأثیر شعار:سویتیسم یعنی انتر تاسیونالیزم!” نتوانستند جز انتخاب راه امپراطوری سرخ، راه دیگری را به انتخاب گیرند.بناء هرسازی که از آنجا آغاز شد،آنها بدون در نظر داشت عواقب آن به آن سر جنبانیدند،از آنرو خود به زایده های یک روند انقلابی مبدل شدند که زمانی برای بیرون کشیدن مردم افغانستان از فقر،سیه روزی و بیخانمانی عنوان میکردند.

از جانب دیگر تحت تأثیر تلقیات نادرست مبنی برساده دانستن مشکلاتی که در پیش رو قرار داشت،دست اندر کاران دخیل در سرنوشت آینده افغانستان را چنان ذوق زده ساخته بودکه باعقل عالم پنداری،خود را یکی از طراحان عرصه نوآوری در جهانی که عملا منقسم به دو ابرقدرت در سرنوشت ملت ها شده بودندمیدانستند.

بطور مثال من خود شاهد یک سخنرانی حفیظ الله امین بودم که مدعی شد:برعکس گفته های مارکس و لینن که گفته بودند انقلاب آسان و حفظش دشوار است،ما میگوییم که انقلاب دشوار،ولی حفظش

آسان است.”   

این ساده نگریها و ساده پنداشتن ها که بالاخره کارش به غلو و مبالغه درکارکردهای عده  افراد داری سهم اول در تغییرات انجامیده بود، توسن خود خواهی شخص اول و دوم را در رویای پدید آوردن تغییر در سرنوشت آینده افغانستان چنان قمچین کرد که به مقام خویش در ظاهر شدن به اجتماع بیشتر از امپراطوران خفتهدر خاک حساب میکردند.

 علاوه تأٌ گزارشات در مورد تلاشهای دولت افغانستان برای بهبود روابط با پاکستان و امریکا در مسکو ترس از یک انور سادات دیگر را به وجود آورد. تصور میشدکه ممکن است امین مانند سادات در مصر به امریکایی ها رو آورده مناسبات خود را با شوروی قطع و مشاورین شوروی را از کشوراخراج کند.”۲       

چنانکه “در جلسه   ۸سپتامبر بیروی سیاسی۱۹۷۹، کرومیکو ضمن راپورش متذکرشد: بر اساس گزارشی که از چینلهای دیپلوماتیک میرسد که امین در صدد پیداکردن راه به کشورهای غربی و امریکا است.درین مو ردوعده یی ملاقات امین با ضیأالحق مبین این حقیقت است که در اخیر سپتمبر نماینده رهبر پاکستان به کابل میرود، امین یقینا از این کانال برای نزدیکی با غرب استفاده خواهدکرد.”۳

همچنان” په هغې مرکې چې دوارینې کوف سره د۱۹۹۰م کال دفبروری په۱۱نیټه په مسکوکې سویتسکایااسیاکریده،پرافغانستان باندې دشوروی اتحاددتیری دسرته رسیدوپه هکله په سیاسی بیروکې مسلطه عقیده داسی بیانوی :((ښایی چې امین دامریکاییانولوری ونیسی اوهغه ته وس ورکریدی چې هغه ټولې پایګاوې چې دوی په ایران

کی له لاس ورکریدې دافغان شوروی په پولوکې بیرته لاسته راوری اودادالکترونیکی استخباراتی پایګاوې به په منځنۍ اسیاکې زموږدتوغندیوازمیښتونه کشف کری . روښانه ده چی داکاربه شوروی

اتحادپه بدحالت کی ودروی)) ٌ ۴ 

—————————————–

۱ محمداقبال وزیری،دثورپاڅون،دکی جی بی دسیسی اوشوروی یرغل ۹۲۹۱ (برګرداننده نقل قول به درى:وفاکیش)

۲- ظاهرطنین،افغانستان درقرن بیستم ،ص۲۸۱. 

۳- ن.ایوانوف،توفان قبل ازعملیات أغازخواهدشد،مترجم عزیزأریانفرص۳۶.

۴- پوهنوال داکترعبدالرشیدجلیلی،غمیزه څرنګه منځ ته راغله،ص۹۳.

هشدار

دعوتنامه یی در دفتر کارم از سفیر کشور رومانیا دریافت داشتم.به وقت موعود به اقامتگاه سفیر موصوف حاضر شدم، در آنجا مدیران مسئوول روزنامه های هیواد،کابل تایمز و انقلاب ثور را دیدم که قبل از من در این محفل حضور بهم رسانیده بودند.

در این ضیافت اختصاصی سفیر کشور رومانیا مهماندار و ما چهار مدیر مسئوول روزنامه های مرکز مهمان او بودیم.

سفیر کشور رومانیا که با یک احساس خودمانی از ما با سرویس غذاها و نوشنیدنیهای کشورش خالصانه استقبال میکرد، بی باکانه برای ا ظهار آنچه سر راه آینده جامعه افغانی قرار دارد،لب به سخن گشوده گفت:

زمامداران شوروی رویاهای فراتر از باور ملیت هاییکه راه رستگاری جوامع شانرا به انتخاب گرفته اند دارند. آنها  برای برده ساختن ملتهای که با خوشباوری به نقش دولت شوروی منحیث یک حامی بلا منازعه جنبشهامینگرند، بی باکانه برای تأمین و تعمیم هدف شان، کشورها را به خاک و خون میکشند.

لذابرنامه یی را که آنها در اروپای شرقی انجام دادند، اکنون میخواهند آنرا به شکل مدرن تر آن در افغانستان پیاده سازند.من به حیث یک رهرو صادق انکشاف جوامع به یک مناسبات فارغ از ستم به شما میخواهم حالی بسازم که نیت شوم زمامداران شوروی جهت تسلط

کامل در افغانستان در شرف تحقق است.این اظهارات که برای من تکان دهنده و برای برخی باور ناکردنی بودبا پیاده شدن قوتهای نظامی آن کشور در افغانستان یک حقیقت مسلم شد.

 

 

یک پاسخ به “مطبوعات در شرایط حاکمیت ح. د. خ .ا”

  1. admin گفت:

    تشکر جناب استاد درمحمد وفاکیش ، باز هم این قسمت مقاله تان هم جالب است . موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما