۲۴ ساعت

۲۸ سرطان
۱ دیدگاه

رویأ نوشین

تاریخ نشر شنبه  ۱۹ جولای  ۲۰۱۴ هالند

رویأ

نوشین

ولی پوپل

محترم ولی پوپل

محترم ولی پوپل

شبی , من بخوابی ,بــتی  رفتــه بودم

در آغوش گرمی ,گلی    خفته بودم

همی شد ز مژگان سرشکم به دامان

ز مژگان , به دامان گهر  سفته بودم

زجان  میـــــــنمودم , تفرج بباغــــــش

زگــــــــلزار آن گل  گلی د سته بودم

به مهر دو ابروش , بتار دو گیسوش

سر  جان و دل را به هم بسته بودم

بدان نازنـــــــین رو چو پیوسته بودم

نه وامانده بودم , نه من خـــسته بودم

برسم تــــــــــغزل به آن محـــرم راز

ز سوز نـــــــــهانم سخن گفـــته بودم

نه عقبـــی به ذکرم , نه دنیا به فکرم

ز سوادی هردو هـــــمی رسته بودم

چه به خواب نوشـــین ز بیداری من

که دست از دو عالم یکی شسته بودم

ولی با من, او بود ، چو دستی به گردن

که او میوۀ جان مــــنش, هسته بودم

چه راحت  زمین بود , بهشت برین بود

در آغوش نازی, که من خفــــــته بودم

۶ آگست ۲۰۱۳  ورجنیا شمالی

ولی پوپل

 

یک پاسخ به “رویأ نوشین”

  1. admin گفت:

    پوپل گرامی سروده زیباوعالیست. موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما