۲۴ ساعت

۰۵ قوس
۲دیدگاه

رویأ

تاریخ نشر سه شنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۱۳ هالند

شهلا لطیفی ولیزاده

شهلا لطیفی ولیزاده

رویأ

شهلا لطیفی ولیزاده

****
پسرک چشم باز کرد
میدانست صبحی دیگریست

و زجرت دیگر و آه و سردیی دیگری در انتظار
میخواست خواب باشد
خموش
بی غصه
گرم در رویأ
در رویأی که متانت قهرمان است
عدالت روش زمان
راستی بهای زمردی نقش انگشتر غربت
و شفقت بی انتها
در رویأ برف ی سپید گرم بود
صدف وارانه با نماد خورشید بهمراه
دستان کوچکش را آن ذلت یخ روی برف دیگر نمیسوختاند
نوازشش میکرد چون مخمل سبز بوستان 
در رویأ مادرش خندان بود چون شقایق سرخ 
در لای سبزی های دامنه ی کوه،خندان 
خواهرش شادمان 
چو ارغوان پروانه ی دلآویز در کنار ساحل دلانگیز بهاری
که از یک گل بروی گل دیگری مستانه وار با آزادی باد میرقصید
برادرش در رویأ چهره ی نرمتر داشت
درُشتی صدایش مردانه اما خصلت تیره اش رنگ اعتماد را بهمراه 
پدرش نفس میکشید
از هوای تازه ی حیات 
که از میان غنچه های گلاب آفتاب خانه ی همسایه مهر را بمشام میرساند 
و دوستی و اتفاق در هوا، در غلیان بودند و جوشان
چه یک رویأ 
خود را در شاخ درخت انار آویزان دید
سرمست و شادابانه
در لای سرخی میوه ی دلخواهش که غرق سرور بود، آرامانه 
اما دیگر این رویأ باید رخت میبست
به آنسوی تاریکی ها
تا کابوس سردی را همراهی کند
اما
در عمق دلش آرزوی بازگشت دوباره را داشت
درقلب آن پسرک و در آن خیالات کوچک معصومانه
اینبار کامل 
جاودانه

شهلا

 

۲ پاسخ به “رویأ”

  1. admin گفت:

    خواهر گرامی شهلا جان بازهم مثل همیشه عالیست . موفق باشید.
    مهدی بشیر

  2. متشکرم جناب بشیر گرامی از آنهمه لطف.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما