۲۴ ساعت

۰۳ قوس
۶دیدگاه

آرامگاهء زرتشت ، اهانتی به ارزش های دینی

تاریخ نشر یکشنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ هالند

قیوم بشیر

قیوم بشیر

ملبورن – آسترالیا

قیوم بشیر

بیست وچهارم نوامبر ۲۰۱۳

آرامگاهء زرتشت ، اهانتی به ارزش های دینی مسلمین
 mazar

ساعاتی قبل در خلال صفحات فیسبوک غزلی از خانم بهار سعید توجه ام را بخود جلب کرد که در پیرامون آن تصویری از روضهء مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع)  به نمایش گذاشته شده بود. با کمال تأسف و تأثر عمیق در گوشهء از تصویر نوشته شده بود : آرامگاهء زرتشت !!!

از شاعری مطرح در میان شاعران هموطنم چنین انتظاری نداشتم و نکتهء جالب تر از آن اینکه عده ای ابن الوقت نیز با دیدن گل آلود شدن آب به فکر خودشان چنگگ های بدبینی شانرا برای گرفتن سگ ماهی های بی دینی به آب انداخته تا دل اربابان تفرقه افگن خویش را نیز شاد نمایند ، غافل از اینکه نه تنها با این عمل خویش طبل رسوایی خود را به صدا درآوردند ، بلکه کم ظرفیتی خویش را نیز به نمایش گذاشتند. آنها بدرستی نشان دادند که این عمل شان خلاف نظر تعدادی قابل ملاحظه ای از مسلمین جهان و بخصوص اکثریت مطلق مردم افغانستان می باشد.

آنچه حقیر فقیر سراپا تقصیر تا بحال خوانده و کسب معلومات نموده است هرگز ما در میان اتباع کشور خود کسانی را بنام پیروان زرتشت نداشتیم و آنهاییکه به این عقیده اند شاید مانند آنعده از سست عنصرانی که بخاطر جیفهء دنیوی طی دوران مهاجرت و یا به  گفتهء بعضی از این کسان که جبرأ بخاطر گرفتن اقامت در کشور های مختلف جهان چنین رسوایی را پذیرفته و تغییر دین داده و به عیسویت پیوستند، این عده نیز چنین گناهی را مرتکب شده باشند و به پیروان زرتشت پیوند خورده باشند. 

درست است که ما در کشور های غربی و مرفع جهان زنده گی میکنیم که شعار آزادی بیان را همیشه جار می زنند ، اما این مسئله نباید باعث سؤ استفاده از آن گردد.

هرچند تا بحال با دید متفاوتی با سروده های خانم سعید می نگریستم ، اما این عمل ایشان باعث شد که بخودم بگویم در اشتباه بودم . من خدای ناکرده قصد توهین و اهانت به ایشان را ندارم و اینکه ایشان پیرو چه مکتب و اندیشه ایی بوده و یا هستند متعلق به خود شان است ، اما اهانت به مقدسات میلیونها انسان کاریست نا پسند و گناهیست نابخشودنی !

در اینجا توجه دوستان خواننده  و همچنین آنعده کسانی را که با بودن روضهء مبارکهء حضرت علی (ع) در مزارشریف مخالفت دارند به یادداشت هایی جلب میکنم که از کتاب گرانسنگ نوروز خوش آیین اثر زنده یاد استاد داکتر عبدالاحمد جاوید توسط استاد محمد آصف فکرت یادداشت و در وبلاگ ایشان به نشر رسیده است .

نوروز و گل سرخ در بلخ

مراسم برافراشتن جهندۀ شاه ولایت مآب، هر سال در نوروزکه آغاز بهار دلفروز، جوش گل سرخ و یادگار جم، شاه بلخ است، با ابهت و شکوهمندی تا هنوز برگزار می گردد.   خاص 

مقارن با برافراشتن جهنده [(ژنده، بیرق، علم)] در بلخ، در دیگر شهرها برفراز همه زیارتگاهها و اماکن مقدسهء معروف نیز جهنده ای را بر می افرازند. همه مردم مزار، هفته ها پیش از حلول سال نو، خانه ها و حویلی های خود را پاک و منزّه می کنند و با شوق فراوان کوی و برزن ، کوچه و خیابان را تر و تمیز می نمایند. اهل کسبه و بازار دکانها اپارتمانها و سرایهای خود را رنگ و نقاشی می کنند و مغازه را به انواع آیینه ها و مناظر زیبا، قالیچه های نفیس، چینیهای فغفور و جانان و انواع دیگر پارچه های زربفت و سوزنیهای پر نقش و نهگتتر و سائر اشیای قدیمی و قیمتی می آرایند. حرم مطهر و چارگوشهء روضۀ مبارکه را با انواع چراغها و فانوسها و قندیلها و چلچراغها چراغان می کنند. خطیبان و متولیان بارگاه با لباسهای نو و پاک، معطر و آراسته آمادۀ پذیرایی می شوند. عدی یی ریش و موی سر را خضاب می کنند و به رنگ حنایی در می آورند و عده ای چشمها را سرمه می کنند

اول صبح (ملااذان) جهندهء مبارک که با پوششی از ابریشم و قــُبـّه ای از نقره زینت یافته از جایگاه مخصوص آن بر شانه ها و در واقع بر دوش دلها برداشته می شود و متولیان آهسته و ملایم، با وقار و هیبت تمام از میان صفوف مردم و ازدحام خلایق که اول شب در آنجا جا گرفته اند، می گذرانند. استقبال کنندگان با چشمهای لبریز از تمنّا و نگاههای مشتاق صلوات می گویند. شور و هلهله وهیجان و احساسات مردم توأم با نعرۀ تکبیر به اوج می رسد. هر کس سعی می کند که برای تبرک و تیمن دست خود را به پایۀ علم برساد و بوسۀ اخلاص بر آن نهد……

 بیماران به امید شفا به تضرع و زاری می افتند و عاشقانه اشک می ریزند. درین احوال ریزش باران نشانه ای از برکت و رحمت است .

بزرگان و اولیای امور با خشوع تمام مراتب احترام بجا می آرند. سران لشکر و کشور با مهمانان صف می کشند… صاحب کلاهان و رتبه داران مقام و منصب را فراموش کرده سر تسلیم به آستان مولای متقیان فرود می آورند. دستۀ موزیک به حال آماده باش انتظار علم مبارک را می کشد. به محض اینکه جهنده پدیدار شد، غریو شادمانی از مردم بر می خیزد و فریاد الله اکبر و صلوات سراسر فضا را می گیرد…. بسا خرق عادت و ظهور کرامت که درین روز دیده شده است و ای بسا بیماران که پیش از نوروز در چله خانه ها با هزار امید نشسته اند، شفا یافته اند و ای بسا حاجتمندان که به مراد دل رسیده اند. از همین جاست که مردم این بیت را  ورد زبان ساخته اند : 

روز نوروز است یاران ژنده بالا می شود
از کرامات سخی جان کور بینا می شـــود
ما نه تنها والۀ گلهای سرخت گشــــــته ایم
عالمی بر گنبد سبــــز تو شــــــیدا می شود
اندرین فصل بهاران صد چمن گل می دهد
از سحاب رحمت حق قطـره دریا می شود
….
پس از چهل روز جشن و شادمانی مراسم پایین آوردن جهنده [(ژنده، علم)] آغاز می شود…. و با همان تشریفات دوباره به جایگاه مخصوص آن می برند… (ص -۴۹ – ۶۶)

http://yaadhaa.blogspot.com.au/2007/03/blog-post_21.html

و اما اینکه چه کسی از چه دینی و یا مکتبی پیروی میکند مربوط به خود اوست و در صورتی که مضمونی بنویسد  و یا شعری بسراید که به مقدسات و باور های مردم ما تماس نگیرد از نظر من اشکالی ندارد و خدمات  فرهنگی از هر حیث باعث خوشحالی من خواهد شد .

درست به یاد دارم که حدودآ دوازده سال قبل زمانی که مدیر مسئول مجلهء افغانستان و جهان امروز در شهر ادیلاید ایالت آسترالیای جنوبی بودم مطلبی را در آن مجله بچاپ رسانیده بودم که نویسندهء آن یکی از دوستان صمیمی بنده بود که از زمان طفولیت با آنها رفت و آمد فامیلی داشتیم . روزی کسی برایم زنگ زد و گفت: شما نویسندهء فلان مضمون را می شناسید ؟ گفتم بلی ! گفت پس چگونه حاضر به چاپ نوشتهء او شدید؟ گفتم مگر نوشتهء او چه عیبی دارد؟ گفت نوشته اش هیچ عیبی ندارد ، اما خود او از کمونیستان بوده است . به جواب آن شخص گفتم :

اولآ بنده مدیر مسئول این مجله می باشم و نیازی به گرفتن اجازه از شما و یا کسانی دیگری را ندارم که از کی مطلبی به چاپ برسانم و از کی چاپ نکنم . دوم: من نویسنده مذکور را آنقدر می شناسم که شما شاید یک فیصد آنهم  نشناسید. سوم : یاد تان باشد که من یک نویسنده و ژورنالیست میباشم و منظورم نشر فرهنگ و ادب سرزمینم میباشد و هر نویسنده ای ولو با هر اندیشه ایی اگر بیاید و یک مطلب مفید در بارهء مسایل فرهنگی و ادبی بنویسد بدون شک با کمال میل آنرا بنشر خواهم رساند ، و اندیشه اش که پیرو چه مکتبی است مربوط بخودش میباشد ، البته تا زمانی که بدانم در آنچه که می نویسد از ایدیالوژی خود صحبت و یا برخلاف اعتقادات دینی مردم ما چیزی ننوشته است . با شنیدن این حرف ها آن شخصی که زنگ زده بود تیلفون را قطع کرد و حتی خدا حافظی هم نکرد.

منظورم از بیان این مطلب این بود که من انسانی ام که بتمام ادیان احترام داشته و هرگز نمیخواهم عینک بدبینی را بر چشم خود گذاشته و با اهانت به پیروان سایر ادیان و مکتب ها به مقابله برخیزم ، اما در صورتی که بدانم کسانی به باور های دینی و مذهبی من توهین و اهانت روا میدارند ، با کمال جرئت و متانت ایستاده گی نموده و با آن شدیدآ مقابله خواهم کرد.        

اشعار خانم بهار سعید را تا زمانی ارج می نهم که به اعتقادات مردم ما توهین صورت نگرفته و به آنها اهانت نشود.  بعنوان یک انسان متعهد و معتقد به ارزش های دینی ، فرهنگی و ملی  از خانم بهار سعید میخواهم تصویر متذکره را از صفحهء خویش بر داشته و نگذارند با سؤ استفاده از آزادی بیان به اعتقادات ملیونها انسان توهین صورت گیرد ، که در این صورت نه تنها باعث درگیری های لفظی و غیره میان مردم خواهد شد ، بلکه باعث دامن زدن به اختلافاتی خواهد گردید که پایان دادن به آن کاریست دشوار ، و بدون شک دامن زدن به چنین مسایلی گناهی است نابخشودنی. به امید اینکه خواننده گان عزیز و گرامی ما برای   اتحاد و همآهنگی همهء مسلمین جهان وبخصوص  هموطنان رنجدیده و دردکشیدهء ما که بیشتر از سه دهه است در آتش بیداد مثلث شوم استعمار ، استثمار و استحمار می سوزند قدم بردارند و نگذارند بیشتر از این کشور ما به ویرانه ای مبدل گردد . به امید بهروزی و کامگاری همهء خدمتگذارن واقعی سرزمین افغانستان . 

تشکر

 

۶ پاسخ به “آرامگاهء زرتشت ، اهانتی به ارزش های دینی”

  1. admin گفت:

    قیوم عزیز جهانی سپاس از مقاله زیبایت. امیدوارم که خانم بهار سعید وقتی شعر و یا مطلبی مینویسند کوشش کنند و به دقت بنویسند و بخوانند که توهین به مسلمین و دیگران نباشد. شما زنده وسلامت باشید . مهدی بشیر

  2. قیوم بشیر گفت:

    تشکر مهدی جان از حسن نظرتان ، بلی به نظر من انسان نویسنده و یا شاعر زمانی که قلم بر دست میگیرد می بایست آگاهانه و با درایت کامل از آن استفاده نماید تا ارزش ها و باور های دیگران را مورد اهانت قرار ندهد!
    مؤفق و کامگار باشید.

  3. نذیر احمد ظفر گفت:

    جناب قیوم جان بشیر من مطلب پر محتوای تانرا با فرصت دست داشته خواندم و به همه دوستان و نویسنده گان و مخصوصا شعرا پیشنهاد دوستانه و برادرانه دارم : اول اینکه شاعر و نویسنده باید در هر مو ضعی که مینگارد معلومان کافی و مطالعه ژرف داشته باشد زیرا نویسنده گی و سرایش شعر باریکی های زیاد دارد که اگر مردم پذیر نبود اصلا ما هیت هنر در نزد خواننده از بین میرود دوم اینکه در عقاید مردم نباید مغرضانه و نا آگاه و بی مطالعه چیزی نوشت و مخصوصا هر دین و مذهب برای پیروانش محترم و مقدس است پس نباید در مقد سات مردم تو هین کرد وقتیکه تو شاعر یا تو نویسنده استی برای کی مینویسی؟ طبعا برای مردم ات که با تو همزبان و هم دین و کلچر اند دیگر نباید مردمی را که میخواهی از هنرت بهره مند کنی ؛ او را آزرده و هنرت را در نظرش بد نمایان کنی ؛ اینکه شاعر یا نویسنده کدام عقیده شخصی دارد کار خودش است اما در اثرش نباید توهین دیگران را کند و افرادیکه با نوشتن بعضی مضا مین و اشعار الحادی بخواهند دین را ملامت جلوه دهند اصلا خواب شان را در اب های لجن تعبیر میکنند والسلام

  4. قیوم بشیر گفت:

    با درود و سلام خدمت شما جناب نذیر جان ظفر ، از نظرات نیک تان جهانی سپاس ، امیدوارم نویسنده گان و شاعران عزیز ما با توجه به ارزش قلم و احترام بدان ، همیشه عفت قلم و احترام به ارزش ها و باور های سایرین را در نظرگرفته کاغذی را سیاه کنند و تقدیم جامعه نمایند تا بدبینی های شخصی خویش فردا رو سیاه نگردند.

  5. قیوم بشیر گفت:

    با پوزش دوباره می نویسم:
    تا با بدبینی های شخصی خویش فردا رو سیاه نگردند.

  6. بهدین گفت:

    واقعا آوردن نام اشو زرتشت پاک در کنار آرامگاه قاتلین تازی مانند محمد و اهل بیتش، توهین به انسانیت، شرافت، دین پاک و هر انسان آزاده است. هرچند دین و نام زرتشت پاک تر از آن است که با این چیزها از ارزشش کم شود.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما