۲۴ ساعت

۱۳ میزان
۱ دیدگاه

به شب چه تنگ گرفتم تنش…

تاریخ نشر شنبه ۵ اکتوبر ۲۰۱۳ هالند

صادق پیکار

صادق پیکار

به شب چه تنگ گرفتم تنش…

صادق پیکار

***

شب است و کاش خدا را کسی خبرنکند

به خلوت شب عشقم کسی گذر نکند

سکوت شب چو درآید به کلبۀ خلوت

به آفتاب بگویید  شام را سحر نکند

ز ما سلام رسانید باد شبرو را

که زوزه ها وصدا ها به بام ودرنکند

من و شراب و شب پر ستاره و خاموش

بدان امید که یار آید و بهانه سرنکند

************************

به سر رسید مرا انتظار ویار آمد

به درنکوفت که همسایه شوروشرنکند

یکی دو جرعه بنوشید ومست شد از می

وخواست تا به سحرپیرهن به برنکند

به برکشیدم و گرمش نمودم از نفسم

چنانکه گرمی خورشید با قمرنکند

به شب، چه تنگ گرفتم تنش درآغوشم!

که صبح از بر من بی خبر سفرنکند

صادق پیکار

 

یک پاسخ به “به شب چه تنگ گرفتم تنش…”

  1. admin گفت:

    پیکار عزیز به سلامت ، زیبا و عالیست . موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما