۲۴ ساعت

۰۶ حمل
۱ دیدگاه

دل !

 تاریخ نشر  سه شنبه ۲۶ مارچ  ۲۰۱۳ هالند

برهان الدین « سعیدی »

برهان الدین « سعیدی »

دل !

دل میرود ز دستــم  صاحبدلان  خـــدا را

درا که راز پنــهان  خــواهد  شد اشکارا

« حافـظ  »

خــداوندا  !

تــو دل را مستقر الهام ، محـل نور ایمان  ،  پــرده  مشاهــدات حــق و محـل رحـل عشق ساختی  .

خــداوندا  !

تـود ل را  خلوتخانه  محبت  ساختی ،  تا هـرکی آن  را از  آ لودگیها ی طبیعت  پاک و منزه نگــاه   دارد ، انــوار ذات   تـو در آن تجلــی کرده و متجلی  به جلوات  در گـاه ا ت  گـردد .

خــداوندا  !

تو دل را مخـزن  اسرار حق ، محل ادراک  حقایـق و اسراف  معرف  و مرکز احساسات  و عواطف « عشق ، محبت ، نفرت ، کینه  و.. »   در بشر ساختی .

خــداوندا  !

میدانم  که  مــقربترین  دل  درنـزد  تـو ؛  دلـــی  است  که صاف  تر و نازک ترباشد.

امــا  ؛ آی کـاش !   آن  دل  «  دل  چـرکین  و دل سیه  »  صاف تر  و نازک تر  می  بود  ، تا  در بـرابـر  دل   دیگـران  از  مرکز  عـاطفه  و محبت خـود  کار می گــرفت .

آی کاش !  آن  دل «  دلسرد  و دل مرده » با  دل رحم ، دلسوز ، دلنواز ، دلدار ، دلجـو و دلخــواه « حسادت ، کـبر ، ریــا ، کیــنه ، حــرص ، تنفــر و عــداوت » نمی داشت  و هـمه با هـــم ، حسن خـیر را برای خیر و سعادت  دایمــی خـود  انتخاب میکردند و در اخــوت  و برابــری می  زیستند  و  …….

برهان الدین  « سعیدی»
 

یک پاسخ به “دل !”

  1. admin گفت:

    دوست گرامی جناب سعیدی ، زیبا و عالی نوشته اید. موفق باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما