۲۴ ساعت

۰۴ حمل
بدون دیدگاه

عشق ناکام

تاریخ نشر  یکشنبه ۲۴ مارچ  ۲۰۱۳ هالند

صادق پیکار عصیانگر

صادق پیکار عصیانگر

منظومه تفریحی

عشق ناکام

نوشته صادق پیکار

***

منظومۀ تفریحی- طنز گونۀ، به وزن و بحر یکی

از مسمط های شاه شجاع درانی، غزل سرای دورۀ

درانی های افغانستان که اینطور شروع شده:

قصۀ غم بیان کنم، دوش که آن یگانه رفت

آمده بود دیر تر، زود به سوی خانه رفت

خوش دلی از میانه رفت، عشرت جاودانه رفت

وقت وداع اشک من، ازمژه دانه دانه رفت

تا شدی اشیانه ام، طایر اشیانه رفت

در غمش از لب شجاع، نغمۀ این ترانه رفت

صبح دمید و روز شد، یار شبینه خانه رفت

روی سحر سیاه باد، یار به این بهانه رفت

( شاه شجاع درانی)

در زمان شاه شجاع شکایت از آمدن سحر بود،

ولی امروز شکایت از نوبت کاراست

منظومه تفریحی

عشق ناکام

نوشته صادق پیکار

شب که به نیمه ها رسید، از برم آن نگار رفت

سیر نکرده از لبش، زود ز من کنار رفت

عیش ز بسترم رمید، تا که به پشت کار رفت

هیچ به پشت سر ندید، زود به سوی(کارcar) رفت

شفت سحر تو گم شوی، یار برای کار رفت

نیمۀ راه به موترش،نیمۀ با قطار رفت

 

دلبرکم به تیلفون، وعده به آمدن نمود

گفت ولی به نیمه شب، میروم از بر تو زود

در سر شب برای تو، میدهم هرچه هست وبود

وقت سحر برای کار،میروم از برای سود

شفت سحر تو گم شوی، یار برای کار رفت

نیمۀ راه به موترش، نیمۀ با قطار رفت

 

گوشۀ خلوتی بهم،فارغ از هر هزار غم

ساغر می به دست هم، مست زبوسه وکنار هم

قصۀ عشق و دوستی، نیمه تمام و آن صنم

جامه به تن نمودو گفت: فرصت عشق گشته کم

شفت سحر توگم شوی،یار به سوی کار رفت

نیمۀ راه به موترش، نیمۀبا قطار رفت

 

شام دگر نیامد او،اینکه ندارد گفتگو

عشق دگر به دام او، آمده ازکدام سو

بیهده مانده چشم من، بر سر راه کوی او

نیست دگر امیدمن،یک نگهی به روی او

شفت سحر تو گم شوی، یار به سوی کار رفت

نیمۀ راه به موترش، نیمۀ با قطار رفت

 

کاش ندیده بودمش، کاش که خورده بودمش

نقد گرفته بودمش، نسیه نکرده بودمش

حیف که با هزار دل، عاشق ساده بودمش

رفت وندیدمش دگر، چونکه پیاده بودمش

شفت سحر تو گم شوی، یار به سوی کار رفت

نیمۀ راه به موترش، نیمۀ با قطار رفت

 صادق پیکار

 
بدون دیدگاه

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما